باز تنــهایم..

آه خدای بیداری های همیشگی...

باز تنهایم


باز می لرزد پای دل


باز لرزان است دست احساس


باز خواب آلودست کودک اشتیاق ...


باز کفشهای آهنین اراده ام تسلیم زنگار خستگی هاست


باز افتاد جام بلور اتفاق ...و شکست ...


باز من ماندم و راهی بی عبور


چگونه قدم بگذارم بر تکه های شکسته ی دلم ...!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد